1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

این سامانه از تاریخ ششم اسفندماه 1396به فعالیت خود خاتمه می‌دهد.

لطفاً  به سامانه جدید حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) مراجعه فرمایید.


www.irancpi.party/index.php

ز روز بلا باید دست‌برسر گیریم

.



در بیست دوم بهمن 1357 دین اسلام و یا بقول رستم فرخزاد، فرمانده ارتش ایران در دوران باستان، «کیش اهریمنی»، برای بار دوم سرزمین ایران را مورد تاخت‌وتاز خود قرارداد. اگر دربار نخست در لباس بیگانه در مرزهای ایران ظاهر گردید و بر نظامی پوسیده و در حال ازهم‌گسیختگی پیروز شد، در دفعه ثانی از درون شبیخون زد و حکومت شاهی را که به ضعف و سستی گراییده بود، در هم فروریخت. اگر در تاخت‌وتاز اول در چهارده قرن پیش‌ازاین (651 میلادی)، تازیان پرچم سیاه اسلام برافراشته و با سپاه ایران به فرماندهی رستم فرخزاد روی درروی گردید، در هجوم اخیر، تازیان بومی پرچم کیش اهریمنی را در پس بیرق آزادی و استقلال پنهان ساخته و موذیانه به‌سوی کسب قدرت خزید ن گرفتند. ازاین‌رو برخلاف نخستین بار که سالیان دراز با نفرت و مقاومت ایرانیان روبرو شده بودند، این بار تازیان بومی نه‌تنها مقاومتی در برابر خود ندید بلکه با استقبال و خوش‌آمد گویی ملت ازیک‌طرف و تسلیم سران سپاهیان شاهی از طرف دیگر روی درروی شدند. چه بختی؟

شاعر بزرگ، ابوالقاسم فردوسی، در قسمت آخر اثر جاودانه‌ی خود، شاهنامه، فروپاشی ساسانیان را به دست سعد وقاص سردار لشگر اسلام، به نظم درمی‌آورد به‌عنوان یک واقعیت تاریخی نه افسانه‌ای برساخته‌ی تخیلات شاعرانه. فردوسی واژگونی نظام شاهنشاهی ایران و تغییر و تحولاتی که از پی آن به وقوع پیوست، چنین توضیح می‌دهد:

چو بخت عرب بر عجم چیره شد
همی بخت ساسانیان تیره شد
برآمد ز شاهان جهان را قفیز
پنهان شد زر و گشت پیدا پشیز
همان زشت شد خوب و خوب زشت
شد راه دوزخ پدید از بهشت

اگرچه شاهنشاهی پهلوی را نمی‌توان با شاهنشاهی دوران باستان ازجمله دوران ساسانیان، مقایسه نمود، اما هم‌اکنون پس از گذشت چهار دهه از پیروزی کیش اهریمنی، تازیان بومی همان گندی را ببار آورده‌اند که پیشینیان عربشان- همان‌گونه که فردوسی در بالا توصیف نمود؛ یعنی بار دیگر بخت کیش تازی، اسلام و یا همچنان که خواهیم دید، آنچه رستم فرخزاد، سردار ایرانی، «کیش اهریمنی» می‌خواند، به دست مزدوران ایرانی بار دیگر بالا گرفت. ضمن اینکه دوران شاهی بسر آمد، هرچه زیبا و دل‌آرا بود، هرچه شادی و طرب و پای‌کوبی بود، هرچه آزادی، هرچند محدود و نسبی، مثل آزادی در پوشیدن و نوشیدن و معاشرت و آمیزش بین جنسیت‌ها، چیزی که تازیان بومی «فحشا» می‌نامند، همه به پایان رسید. گدایان ناگهان خود را بر فراز تخت شاهی دیدند. شریعت آوردند و بگیروببند و بزن. «نه گویان» و دگراندیشان را راهی دوزخ نمودند و پیروان خود را برمسند قدرت و ثروت نشاندند.

فردوسی هجوم تازیان و ظهور کیش اهریمنی را از زبان رستم فرخزاد، یکی از برجسته‌ترین سرداران ایران، نقل می‌کند، سرداری که فردوسی او را «خردمند و گرد و جهان دار» می‌خواند. شاهنشاه او را برگزیده بود که لشگر سعد وقاص را از حمله به ایران بازدارد. وی درحالی‌که آمادگی‌های سپاه خود را مدیریت می‌کرد، دو نامه تحریر می‌کند. یکی را خطاب به برادر خود می‌نویسد و دیگری را به سردار تازی، سعد وقاص.

ازآنجایی‌که رستم فرخ‌زاد ستاره‌شناس هم بود و با «راز فلک» آشنا، بنا بر قول فردوسی، «بیاورد صلاب و اختر گرفت.» ستارگان را در هم فروریخته فروشکسته دید، چنانکه از آینده‌ای شوم و تیره‌وتار حکایت می‌کرد. فردوسی واکنش سردار ایران را نسبت به آنچه در صلاب مشاهده می‌کند، چنین توصیف می‌نماید: ز روز بلا دست‌برسر گرفت. آری او وقوع روز بلا، روز فاجعه‌ای بس بزرگ، یعنی پیروزی تازیان و شکست و تار و مار شدن سپاه ایران به دست لشگر اسلام را در جابجایی ستارگان در آسمان بیکران نظاره کرده بود. ازاین‌روی ست که نامه به برادر می‌نویسد که درد نهان با وی بگوید؛ که بر او چه می‌گذرد و چرا آینده‌ای تیر و تار درراه می‌بیند، آینده‌ای که مختوم است. از احساس گناهی که سراسر وجودش را گرفته بود، به برادر خبر داد. چراکه این بار تاج‌وتخت ساسانیان را نتواند نجات بخشد. ازیک‌طرف خانه را تهی از پادشاهی می‌بیند و از طرف دیگر، با اهریمن است، نه هر دشمنی که باید به جنگ به پردازد، باخدای شر و بدی‌ها، خدایی که نتوان شکست داد به این سادگی‌ها. چرا چنین سرنوشتی مختوم؟ رستم به برادر می‌نویسد که:

همان تیر و کیوان برابر شدست
عطارد به برج دوپیکر شدست

بی‌نظمی ستارگان حکایت از آمدن «گزند» می‌کند. وقتی تیر که ستاره ایست از فلکه دوم با کیوان که در فلکه هفتم قرار دارد، برابر شود بیانگر اوضاعی شوم و شر انگیز است. زمانی که عطارد هم که ستاره‌ایست در فلک دوم و معروف به دبیر فلک و نماد علم و عقل، درهم‌شکسته می‌شود، خبر از تیره‌روزی و سیه بختی می‌دهد. اگرچه، رستم فرخزاد به راز آینده آگاه گردیده بود بااین‌وجود به برادر خاطرجمعی می‌دهد که سرداران و سپاهیان ایران آماده همه گونه جان‌فشانی‌اند در دفاع از مرزبوم و «بجنگند با کیش اهریمنی.» کمی بعد نیز می‌افزاید که:

بکوشیم و مردی بکار آوریم
بر ایشان جهان ننگ و تار آوریم

اما رستم، نمی‌تواند از بیان واقعیت، شکست اجتناب‌ناپذیر و آنچه در پی خواهد آمد خودداری کند و به برادر به تلخی اطلاع می‌دهد که:

کزین پس شکست آید از تازیان
ستاره نگردد مگر بر زیان

تاریخ بر درستی پیشگویی سردار ایران، مهر تائید و تصدیق میزند. از پیشگوئی‌های دقیق و مشخص و جز به‌جز رستم است که می‌توانیم به عمق آنچه پیروزی کیش اهریمنی ببار می‌آورد پی ببریم. چراکه زیان و خسارتی که شکست از تازیان ببار می‌آورد گویی که ابدی می‌شود و غیرقابل‌جبران. چراکه تنها نظام سیاسی نیست که فرومی‌ریزد، بلکه نظام ارزشی ایرانیان است که با ورود کیش اهریمنی، همچنان که کمی زودتر بدان اشاره شد، از هم می‌پاشد. نقل شمه‌ای از تغییراتی که در آینده پس از پیروزی اعراب به وقوع می‌پیوندد از زبان رستم فرخزاد که آکنده است از تلخی و غم و اندوهی بسیار، بر مطلب روشنایی بیشتری می‌بخشد. در اینجا البته از آینده‌ای سخن می‌رود که فردوسی خود زاده و نظاره‌گر آن بوده است.

چو با تخت منبر یکی شود
همه نام بوبکر و عمر شود
***
ز پیمان بگردند و راستی
گرامی شود کژی و کاستی
***
رباید همی این از آن، آن از این
ز نفرین ندانند باز آفرین
***
نهانی بتر ز آشکارا شود
دل مردمان سنگ خار شود
***
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند به پیش

بااین‌وجود چهارصد سال به طول انجامید که ایرانیان به کیش اهریمنی ایمان آورند و به انسان‌هایی پیمان‌شکن دو رو و ریاکار، متعصب و بی‌رحم و خشونت‌بار دگرگونی یابند؛ و البته هزار سال دیگر به درازا کشید که پیشگویی‌های فردوسی و رستم فرخ‌زاد، قهرمان ایرانی که برای شهادتش به دست تازیان مهاجم تاکنون اشکی نریخته‌ایم، صورت واقعیت به خود بگیرد و کیش اهریمنی سلطه‌ی خود را مطلق و کامل سازد. چراکه از زمان شکست ایرانیان در قادسیه تا 1357، کیش اهریمنی خود را در پس ساختار قدرت پنهان ساخته بود که بتواند عمیق‌تر در نهاد ایرانیان نفوذ نماید. به همین دلیل، شمشیر و ابزار قهر و خشونت را به دست شاهان ایرانی سپرده بود.

امروز اما کیش اهریمنی، چهره خود را آشکار ساخته است. تاج شاهی، خود بر سرنهاده به یکدست شریعت و در دست دیگر شمشیر مقدس. درست است که تازیان بومی به روش تقیه در امتداد صدها سال در سوراخ و در لای درز دیوارها پناه گرفته و همچون موش و موریانه می‌زیسته‌اند. این بار، اما کیش اهریمنی شرایط را مناسب دیده، به بیرون جهید ه و چهره کریه خود را به ملت فریب‌خورده نشان داد. از همان آغاز چه سرها که بر زمین نی افکند، چه خون‌ها که نریخت و چه تضمین‌ها که ببار نیاورد. به‌عبارت‌دیگر، اگر کیش اهریمنی پس از چهارصد سال سرانجام توانست به درون مردم رخنه کند به آن دلیل بود که شمشیر شاهان را در خدمت گرفته بوده است، شمشیری که در صیقل و برنده ساختن آن تازیان بومی مهارت خیره‌کننده‌ای داشته‌اند. گویا هم‌اکنون کیش اهریمنی رمز بقای خود را فراموش کرده است.

واقعیتی ست تاریخی که از زمان چیره شدن عرب بر عجم در یک هزار و چهارصد سال پیش‌ازاین تا 1357، شمشیر شاهان بود که به خون آغشته بود. این شاهان بودند که ظالم و ستمگر بودند. حال شمشیر به دست کیش اهریمنی که مظهر آن ولایت است، بر گردن ملت فرود می‌آید. هم چنانکه شاهان با شمشیر خود گور خود کندند، چه دلیلی وجود دارد که باور کنیم که کیش اهریمنی نیز گور خود را نکند. درواقع هرچه حکومت و سلطه‌اش طولانی‌تر شود، کیش اهریمنی به گور خود نزدیک‌تر شود. چراکه آن روز دیر یا زود فرا خواهد رسید، اگر هم‌اکنون فرانرسیده باشد که عجم بر شیفتگان کیش اهریمنی، بر تازیان بومی، پیروز شوند، آن روز که «پشیز» و «زشت» به زیرزمین فروروند و ره «دوزخ» ناپدید و بار دیگر راستی و درستی، شادی و زیبایی رخ نماید بوی عطر بهار از سرزمین ایران به مشام رسد. چراکه کیش اهریمنی ضعیف و تهی از افسون گردیده است. مردم به تجربه دریافته‌اند که کیش اهریمنی چه سخت است و خشک و منجمد، چه خشن است و خشمگین و کین خواه تهی از توانایی برتابیدن زمان و آن‌چنانی بودن آن. هرچند هم سخت‌تر تازیان بومی حاکم در بوق و کرنای علم و دانش و کمال انسانی و نیز جهش‌های بزرگ در صنعت و تکنولوژی هسته‌ای می‌دمند، بیشتر حرمت و اعتبار خود را از دست می‌دهند.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

خبرنامه

برای دریافت هفتگی اخبار ایران و جهان می‌توانید عضو خبرنامه سامانه شوید.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

کاربران حاضر در سامانه

ما 13423 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم